سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

144

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

سليم گفت : سپس از مقداد پرسيدم و گفتم : خداى بيامرزدت ، برترين سخنى را كه از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم در بارهء على بن ابى طالب عليه السّلام شنيده‌اى برايم تعريف كن . گفت : شنيدم از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم كه مىفرمود : « خداوند در قلمرو قدرت و حكومت خويش يكى است ، انوارش را كه پيشوايان معصوم باشند به بندگانش مىشناساند ، سپس امر خويش را به آنان واگذار مىكند و بهشت خويش را بر آنان مباح ساخته است . هر كس از انس و جن را كه بخواهد قلبش را پاك گرداند ولايت على بن ابى طالب را به وى مىشناساند ، و هر كس را كه بخواهد قلبش را تيره و تار گرداند او را از شناخت ولايت على بن ابى طالب محروم مىسازد ، به آن كه جانم به دست او است سوگند ! آنچه باعث شد تا خداوند آدم را بيافريند و در او از روح خويش بدمد و توبه‌اش را بپذيرد ، و او را به بهشتش بازگرداند ، فقط نبوّت من و ولايت على بن ابى طالب بود . به آن كه جانم به دست او است ؛ به خاطر نبوّت من و اقرار به ولايت على پس از من ، ملكوت آسمانها و زمين به ابراهيم نشان داده شد . به آن كه جانم به دست او است سوگند ! به خاطر نبوت من و شناخت على پس از من بود كه موسى در گهواره سخن گفت و عيسى بر جهانيان معجزه نشان داد . به آن كه جانم به دست او است سوگند ! هيچ پيامبرى به نبوّت نرسيد مگر بر اثر شناخت خداوند و اقرار به ولايت ما و هيچ آفريده‌اى شايستگى شناخت خدا را نيافت مگر با اعتراف و اقرار به عبوديت براى خدا و اقرار به ولايت على پس از من ! » مقداد خاموش شد ، گفتم : خداى بيامرزدت ، جز اين ؟ گفت : چرا ، شنيدم كه رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم مىفرمود : « على معيار ديانت اين امّت و گواه بر آن و سرپرست حسابرسى آن است ، على است آن قلهء بزرگ و شاهراه روشن حق و راه راست خداوند پس از من ، به وسيلهء او از گمراهى راه يابند و از نادانى آگاه شوند و نجات يابند و به هنگام مرگ آرام گيرند و از هراس بياسايند و بديها پاك شود و عذاب بر طرف گردد و رحمت نازل شود . او چشم بينا و گوش شنوا و زبان گوياى خدا در ميان خلقش است ، دست گستردهء رحمت